شُکر خدا که غنچه¬ی بُستان صادق¬ایم
گل¬های با نشاط گلستان صادق-ایم
امروز دوستداریِ او افتخار ماست
فردا چه دیدنی¬ست! چو مهمان صادق¬ایم
مولا، نماد دانش و پرهیز و راستی¬ست
مبهوت از کمال فراوان صادق¬ایم
مثل کویرِ بی¬رمقِ خفته نیستیم
تا شبنم بهاریِ بارانِ صادق¬ایم
اسلام ناب، آب از آن چشمه می¬خورد
ما هم کنار چشمه¬ی جوشان صادق¬ایم
بنواز با نوازشِ لطفت وجود ما
ما میهمان سفره¬ی احسان صادق-ایم.
***
شهادت:
سروده¬ای در قالب غزل:
چشمان شیعه، پر شده از ماتم فراق
خون می¬چکد مگر که شود مرهم فراق
خواهم دلی که جوی بهاری شود چو چشم
باران بگیرد و بشود همدم فراق
دل را گرفت و چشمه¬ی ماتم هدیّه داد
این هم ز ماجرای دل و زمزم فراق
اشک سفید، پیش رخ زرد جا گرفت
آه و فغان و ناله و غم، محرم فراق
امّت، یتیم شد. پدر شیعه، کشته شد
پر شد تمام کشور عشق از غم فراق
صادق، امام طایفه¬ی دین، شهید شد
عالم شد آشنا به غمِ عالمِ فراق.
***
پروازعشق...ما را در سایت پروازعشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 282